تبليغاتX
::. ۩۞۩غمکده ی عشق ۩۞۩ ::.







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





منوبایه بوسه ببر تاستاره

منوبایه بوسه ببر تاستاره بمون یه لحظه نگام کن دوباره

 

توچشمای نازت یه دنیا امید منوبایه بوسه ببر تاسپیده

 

توبودی که عشق به قلبم سپردی منوتابه جشن شب وآینه بردی

 

 توکه باشی دنیا قشنگه همیشه دیگه حتی پروازبرام ساده میشه

 

منوبایه بوسه ببر تاستاره یه شب زیربارون صدام کن دوباره

 

بذار جون بگیرم ازحرم نفسهات طلوعی بپا کن با آتیش دستات 

 

هنوزعطرموهات توی خونه مونده

 

نگاهت منوتا به ابرا رسونده توهم زادنوری

 

به تودل سپردن چه اسون وسادس

 

کمک کن که ازعشق ترانه بسازم  

 

هزارباردیگه به تودل ببازم غمت روبدست فراموشی بسپار

 

بگونازنینم که خوابی یابیدار

 


[+] نوشته شده توسط محمد علی در 13:36 | |







تمام اهنگ شادمهر اینجاست

 
تمام اهنگ شادمهر اینجاست
همه آلبوم ها و آهنگ های شادمهر عقیلی عکس جدید شادمهر عقیلی


[+] نوشته شده توسط محمد علی در 21:5 | |







در انتظار تو

در انتظار تو

 در انتظار كسي هستم كه طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

 در انتظار كسي هستم كه با زيبايي كلامش مرا در عشقش غرق مي كند

 در انتظار كسي هستم كه تنم آغوشش را مي طلبد

 در انتظار كسي هستم كه دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد

 در انتظار كسي هستم كه سرم شانه هايش را آرزو دارد

 در انتظار كسي هستم كه گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي كشد

 در  انتظار كسي هستم كه تنهايي اش ، تنهايي من است

 در انتظار كسي هستم كه قلبم براي داشتنش عمري صبر مي كند

 من در انتظار اسمونیه خودم هستم

 در انتظار كسي هستم كه طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

 در انتظار كسي هستم كه با زيبايي كلامش مرا در عشقش غرق مي كند

 در انتظار كسي هستم كه تنم آغوشش را مي طلبد

 در انتظار كسي هستم كه دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد

 در انتظار كسي هستم كه سرم شانه هايش را آرزو دارد

 در انتظار كسي هستم كه گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي كشد

 در  انتظار كسي هستم كه تنهايي اش ، تنهايي من است

 در انتظار كسي هستم كه قلبم براي داشتنش عمري صبر مي كند

 من در انتظار اسمونیه خودم هستم

در انتظار كسي هستم كه طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

در انتظار كسي هستم كه با زيبايي كلامش مرا در عشقش غرق مي كند

در انتظار كسي هستم كه تنم آغوشش را مي طلبد

 در انتظار كسي هستم كه دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد

 در انتظار كسي هستم كه سرم شانه هايش را آرزو دارد

 در انتظار كسي هستم كه گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي كشد

 در  انتظار كسي هستم كه تنهايي اش ، تنهايي من است

در انتظار كسي هستم كه قلبم براي داشتنش عمري صبر مي كند

من در انتظار اسمونیه خودم هستم


[+] نوشته شده توسط محمد علی در 14:21 | |







عشق من نازنکن عمرماپایون می گیره

    یه روزی دست زمونه توروازمن می گیره

وقتی تنهاباتو بودن واسه من زندگی

       تورودیدن توروخواستن روکی ازمن می گیره

عشق من قلب این عاشق باتو آروم می گیره

     همه ناله های من ازاون نگاهت دوری

     تورودیدن توروخواستن توروهرجا می بینم

بی توو عشق تومن همیشه تنهامی مونم

      عشق من عاشقتم

 همه حرفام بخدا ازعشق وازسخاوته

        باتوبودن توی دنیاواسه من نهایت

 عشق من بی کسیا شبا تو  پایون می گیره

        همه رگهام ازحرارت نگات خون می گیره

باتوبودن توی دنیاواسه من نهایت

        توگمون کردی بری خاطره هاتم می میره

روزای رفته برام رنگ سیاهی می گیره

      اگه صدبهاروپاییز واسه توگریه کنم

نمی تونم که توروهمیشه ازیاد ببرم

          من همون عاشقتم تاکه چشام بارونیه

همه ناله های من ازاون نگاهت دوریه

         باتوبودن توی دنیا واسه من نهایت

 

 


[+] نوشته شده توسط محمد علی در 14:18 | |







چشمهات

 
باغ زیتون داری انگاری میون چشمهات                   زنده می مونه مگه چیزی بدون چشمهات؟

 بد به حال اونکه می شه باز اسیر اون نگات          اون که می افته به دام چند و چون چشمهات

چشماتو از آبی دریا گرفتی یا درخت؟                           قاتی ِ سبزآبی ِ رنگین کمونه چشمهات!

 انگاری هرکی میاد اونجا یه جوری گم میشه                 جنگلهای وحشی مازندرونه چشمهات!

انگاری هرکی میاد اونجا یه جوری مرده, نه؟               احتمالا میدون عاشق کشونه چشمهات!

چند تا عاشق کشتی اینجوری لبات قرمز شده؟            خون چند تا عاشقه روی کلون چشمهات؟

بد نگام کردی نگات مثل یه عاقل به سفیه                جونمو از من بگیر اما به جون چشمهات..

من همیشه مخلص اخمهای ناجور توام                   آخ....نمیفهمم چی میگی با زبون چشمهات

انگاری این شوخیام باز داره کار دستم میده                    آخه میبینم بازم لبریزه خون چشمهات

هر چی گفتم شوخی بود اما این جدی                        دوست داری یکی بیاد بله برون چشمهات

                                دوست داری یکی بیاد بله برون چشمهات

 


[+] نوشته شده توسط محمد علی در 14:16 | |







نماي چشم هاي تو

چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو

 

                                              نميرسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو

 

به ماه خيره مي شوم فقط و گريه مي کنم

 

                                             دلم که تنگ ميشود براي چشم هاي تو

 

و هي مرور ميکنم نگاه اول تو را

 

                                         اگر نمي رسد به من صداي چشم هاي تو

 

تو تاکه پلک مي زني به سجده ميرود دلم

 

                                               به پيشگاه اعظم خداي چشم هاي تو

 

شبي خراب مي شود حصارهاي فاصله

 

                                           و آب مي شود دلم به پاي چشم هاي تو

 

منتظر نظراتتونم


[+] نوشته شده توسط محمد علی در 14:12 | |







غروب دوستی

 

غروب   دوستی   رنگش   طلاییست                       گر  چه  آخرش  رنج  و  جداییست.

 

گر  شبی   مست  به آغوش من افتی                    آن  قدر  بر لبت بوسه  زنم  کز نفس افتی

 

تنهاراه برای نمردن وزندگی راساختن عشق است       بهترین راه برای پایان هرعشق مرگ است. 

 

دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم               روشنی بخشم به عشقم، خودم تنها بسوزم .

 

تو تنهاآتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد             فراموشم مکن ، فراموشت نخواهم کرد .

 

شادی ندارد آنکه  ندار د به  دل  غمی                     آن را که نیست عالم غم ، نیست عالمی.

 

چقد اسمت رو نوشتم رو تخته و سنگ؟                   چقد کشته منو، اون دو تا چشمای قشنگ.

 

شب  خوابید  و  از  گریه  بیدارم هنوز                      گر چه رفتی از برم، مشتاق دیدارم هنوز.

 

از آن آتش که درجان من است دودی ازسرم خیزد       ازآن غم که به دل دارم فغان ازپیکرم خیزد.

 

تودرمن آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد           به گلزارم گلی هستی که فراموشت نخواهم کرد.

 

چه  قبولم  کنی  و  چه  بگی  نمی پذ یر م                    آ نقد ر دیوونتم  من  که  بازم  واست  میمیرم.

 

ای دل چه کنم که فلک کرده تورااز من جدا                  از  کدام  باغ  گلی  چینم  که  دهد  بوی  تو را.

 

 


[+] نوشته شده توسط محمد علی در 14:9 | |







داستان

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.

شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»

فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »

 

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید

 


[+] نوشته شده توسط محمد علی در 14:9 | |







فخرالدین عراقی

                                                    رباعیات
                                       فخرالدین عراقی

با حکم خدایی، که قضایش این است       می‌ساز، دلا، مگر رضایش این است
ایزد به کدامین گنهم داد جزا؟       توبه ز گناهی، که جزایش این است

***

هر چند که دل را غم عشق آیین است       چشم است که آفت دل مسکین است
من معترفم که شاهد دل معنی است       اما چه کنم؟ که چشم صورت بین است

***

ایزد، که جهان در کنف قدرت اوست       دو چیز به تو بداد، کان سخت نکوست
هم سیرت آن که دوست داری کس را       هم صورت آن که کس تو را دارد دوست

***

در دور شراب و جام و ساقی همه اوست       در پرده مخالف و عراقی همه اوست
گر زانکه به تحقیق نظر خواهی کرد       نامی است بدین و آن و باقی همه اوست

***

هر چند کباب دل و چشم تر هست       هجر تو ز وصل دیگری خوشتر هست
تو پنداری که بی تو خواب و خور هست؟       بی روی تو خواب و خور کجا در خور هست؟

***

گردنده فلک دلیر و دیر است که هست       غرنده بسان شیر و دیر است که هست
یاران همه رفتند و نشد دیر تهی       ما نیز رویم دیر و دیر است که هست

***

بی آنکه دو دیده بر جمالت نگریست       در آرزوی روی تو خونابه گریست
بیچاره بمانده‌ام، دریغا! بی تو       بیچاره کسی که بی تواش باید زیست

***

اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست       مستان شده‌اند و هیچ می پیدا نیست
مردان رهش ز خویش پوشیده روند       زان بر سر کوی عشق پی پیدا نیست

***

ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست       در بزم طرب بی‌تو می و جامم نیست
کام دل و آرزوی من دیدن توست       جز دیدن روی تو دگر کامم نیست

***

دل سوختگان را خبر از عشق تو نیست       مشتاق هوا را اثر از عشق تو نیست
در هر دو جهان نیک نظر کرد دلم       زان هیچ مقام برتر از عشق تو نیست

***

رخ عرضه کنیم، گوی: این زر سره نیست       جان پیش کشیم، گوی، گوهر سره نیست
دل نپسندی، که مایه‌ی ناسره است       هر مایه که قلب است عجب گر سره نیست!

***

عشق تو ز عالم هیولانی نیست       سودای تو حد عقل انسانی نیست
ما را به تو اتصال روحانی هست       سهل است گر اتفاق جسمانی نیست

***

دیشب دل من خیال تو مهمان داشت       بر خوان تکلف جگری بریان داشت
از آب دو دیده شربتی پیش آورد       بیچاره خجل گشت ولیکن آن داشت

***

افسوس! که ایام جوانی بگذشت       سرمایه‌ی عیش جاودانی بگذشت
تشنه به کنار جوی چندان خفتم       کز جوی من آب زندگانی بگذشت

***

دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت       از گلبن وصل تو بجز خار نیافت
عمری به امید حلقه زد بر در او       چون حلقه برون در، دگر بار نیافت

***

عالم ز لباس شادیم عریان یافت       با دیده‌ی پر خون و دل بریان یافت
هر شام که بگذشت مرا غمگین دید       هر صبح که خندید مرا گریان یافت

***

زنجیر سر زلف تو تاب از چه گرفت؟       و آن چشم خمارین تو خواب از چه گرفت؟
چون هیچ کسی برگ گلی بر تو نزد       سر تا قدمت بوی گلاب از چه گرفت؟

***

در عشق توام واقعه بسیار افتاد       لیکن نه بدین سان که ازین بار افتاد
عیسی چو رخت بدید دل شیدا شد       از خرقه و سجاده به زنار افتاد

***

چون سایه‌ی دوست بر زمین می‌افتد       بر خاک رهم ز رشک کین می‌افتد
ای دیده، تو کام خویش، باری، بستان       روزیت که فرصتی چنین می‌افتد

***

غم گرد دل پر هنران می‌گردد       شادی همه بر بی‌خبران می‌گردد
زنهار! که قطب فلک دایره‌وار       در دیده‌ی صاحب‌نظران می‌گردد

***

از بخت به فریادم و از چرخ به درد       وز گردش روزگار رخ چون گل زرد
ای دل، ز پی وصال چندین بمگرد       شادی نخوری ولیک غم باید خورد

***

گر من روزی ز خدمتت گشتم فرد       صد بار دلم از آن پشیمانی خورد
جانا، به یکی گناه از بنده مگرد       من آدمیم، گنه نخست آدم کرد

***

نرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد       با دیده‌ی کور باد در سر دارد
در دست عصایی ز زمرد دارد       کوری به نشاط شب مکرر دارد

***

حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد       بنمود جمال و عاشق زارم کرد
من خفته بدم به ناز در کتم عدم       حسن تو به دست خویش بیدارم کرد

***

دل در غم تو بسی پریشانی کرد       حال دل من چنان که می‌دانی کرد
دور از تو نماند در جگر آب مرا       از بسکه دو چشمم گهرافشانی کرد

***

بازم غم عشق یار در کار آورد       غم در دل من، بین، که چه گل بار آورد؟
هر سال بهار ما گل آوردی بار       امسال بجای گل همه خار آورد

***

دل در طلبت هر دو جهان می‌بازد       وز هر دو جهان سود و زیان می‌بازد
ماننده‌ی پروانه، که بر شمع زند       بر عین تو جان خود چنان می‌بازد

***

 

 

[+] نوشته شده توسط محمد علی در 14:8 | |







بازیکنان مورد علاقه

اینو بدونید که بازیکنان مورد علاقم:

و تیم مورد علاقم:


[+] نوشته شده توسط محمد علی در 14:7 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com